«شاعر در حال كار است، لطفن مزاحم نشويد.» ژان كوكتوي عزيز كمكي به من نخواهد كرد تا خوابهاي خوب سوررئاليستي ببينم. زنهايي كه بچههاي مثله شده ميزايند در ساعت 2 نيمه شب به ناگاه از خواب خواهند پريد و آدمي را با سازدهني روبروي خود خواهند ديد كه به سبك مردمان نپال آروغ ميزند، نه قسم ميخورم كه او مثل شيلياييها گريه نميكند.
مرد ناقصالخلقهاي كه به تارهاي نوزده سالهي تنيده در اطرافم نگاه ميكند ميخندد و ميگويد آن بيرون خبرهاي زيادي است. گم شو.
ماليخوليا از پارانويا بهتر است.
خودمان به جاهايي ميرسيم با هيولاهايي كه متولد شليك ميشوند بزرگ كرمهاي رشديافتهي سفيد به Mudvayne هم احتياجي نداريم به فرويد بگوييد ماليخوليا را ترجيح ميدهيم.
و دشت لوت براي خاكسترسپاري،
مرد ناقصالخلقهاي كه به تارهاي نوزده سالهي تنيده در اطرافم نگاه ميكند ميخندد و ميگويد آن بيرون خبرهاي زيادي است. گم شو.
ماليخوليا از پارانويا بهتر است.
خودمان به جاهايي ميرسيم با هيولاهايي كه متولد شليك ميشوند بزرگ كرمهاي رشديافتهي سفيد به Mudvayne هم احتياجي نداريم به فرويد بگوييد ماليخوليا را ترجيح ميدهيم.
و دشت لوت براي خاكسترسپاري،
+
نوشته شده در چهارشنبه 13 تیر1386ساعت 14:43 توسط الهه شاملو |

