چند بار که سیلی ام بزنی، دیگر ادوود نخواهم بود.
جامه های زنانه که نپوشیده ام، من زن هستم.
تمام دندان هایم را اگر نکشم گوشم را تا جایی که بشود سوراخ می کنم و نه اینکه مثل فیلم های چینی قشنگ بمیرد. تفی که از بالای پل هوایی انداخته ام تمساحی را که توی کولر زندگی می کرد به داخل آبگرمکن هدایت می کند. «می خواهم آنقدر فحش های بد یاد بگیرم که مراقب خودم باشم.» تو با من حرف می زنی یا اینکه غیر از من کسی اینجا نیست.
انگشتان دستم که نه ولی می توانی شال گردن قهوه ایم را برداری. تو را به قتل پیرمردی وامی دارد که پالتوی دارد پوستی از کرمهای سفید فاقد جنسیت.
«قضیه ی آنهایی که توی سرما می میرند فونت دیگری است.»
جامه های زنانه که نپوشیده ام، من زن هستم.
تمام دندان هایم را اگر نکشم گوشم را تا جایی که بشود سوراخ می کنم و نه اینکه مثل فیلم های چینی قشنگ بمیرد. تفی که از بالای پل هوایی انداخته ام تمساحی را که توی کولر زندگی می کرد به داخل آبگرمکن هدایت می کند. «می خواهم آنقدر فحش های بد یاد بگیرم که مراقب خودم باشم.» تو با من حرف می زنی یا اینکه غیر از من کسی اینجا نیست.
انگشتان دستم که نه ولی می توانی شال گردن قهوه ایم را برداری. تو را به قتل پیرمردی وامی دارد که پالتوی دارد پوستی از کرمهای سفید فاقد جنسیت.
«قضیه ی آنهایی که توی سرما می میرند فونت دیگری است.»
+
نوشته شده در دوشنبه 22 مرداد1386ساعت 9:4 توسط الهه شاملو |

