تبليغاتX
نگاتیو های سوخته از کلوزآپ شاش

آماتور... ما يه مشت آماتور بيشتر نيستيم. اونقدر زود مي‌ميريم، تا چيز ديگه‌اي نشيم.

چند بار که سیلی ام بزنی، دیگر ادوود نخواهم بود.
جامه های زنانه که نپوشیده ام، من زن هستم.
تمام دندان هایم را اگر نکشم گوشم را تا جایی که بشود سوراخ می کنم و نه اینکه مثل فیلم های چینی قشنگ بمیرد. تفی که از بالای پل هوایی انداخته ام تمساحی را که توی کولر زندگی می کرد به داخل آبگرمکن هدایت می کند. «می خواهم آنقدر فحش های بد یاد بگیرم که مراقب خودم باشم.» تو با من حرف می زنی یا اینکه غیر از من کسی اینجا نیست.
انگشتان دستم که نه ولی می توانی شال گردن قهوه ایم را برداری. تو را به قتل پیرمردی وامی دارد که پالتوی دارد پوستی از کرمهای سفید فاقد جنسیت.
«قضیه ی آنهایی که توی سرما می میرند فونت دیگری است.»
+ نوشته شده در دوشنبه 22 مرداد1386ساعت 9:4 توسط الهه شاملو |


دو ماه بعد:
دیوید لینچی خواب می بینی دختر را تف می کنم بیرون. اگر موهای بلندی می داشتم می شاشیدم به سامورایی شدن بدون پالتویم. هی مستر جک!
زنانی که بچه های مثله شده می زایند آدمی را می بینند(شاید با سازدهنی) ...
یک سال بعد:اینجا محل تجمع اتوبوسرانان شرکت واحد است یا اینکه انگشتان پایم که بین کفش های قدیمی ام جا مانده.
توهین به ساحت مقدس ... اگر یک دستشویی خلوت می داشتم برای خودم. هی مستر جک! Is that the mouthwash in your eyes.you are nothing like me.
جف کاستلو کشته می شود:  خداحافظ لنین عزیزم. برو با خیال راحت بمیر.دیگر قند را با دندان هایم نمی جوم و شهادت می دهم بزرگتر است قهرمانی که مثل شیلیایی ها گریه نمی کند.  
+ نوشته شده در دوشنبه 8 مرداد1386ساعت 19:39 توسط الهه شاملو |