تبليغاتX
نگاتیو های سوخته از کلوزآپ شاش

آماتور... ما يه مشت آماتور بيشتر نيستيم. اونقدر زود مي‌ميريم، تا چيز ديگه‌اي نشيم.

با تیر اول خوابم نبرده است
با تیر دوم خوابم نمیبرد
با تیر سوم مامان نخواهد برد
کثافتی که لمسش کرده ایم
سرم را درد می گیرد
می شکافد
آن قدر که اورانیموس جایش می شود برای سرگرمی
تقصیر گوسفندهای مردنی است یا شورت دوست دختر آلبر کامو
می خزم
«آداب معاشرت چیز خوبی است»
عذر می خواهم ولی سگی که روی قبر پدرتان ریده است به شکل عجیبی کابوس می بیند
چه فرقی می کند

من هستم پس نبودم را احساس نمی کنم
باید با تبر کشته می شد
شایسته تر
مراقبت های ویژه اعمال می شوند
تو باز هم
بچه تخس عوضی
به خاطر همه چیز خیلی خرچنگ

 

+ نوشته شده در جمعه 23 شهریور1386ساعت 12:8 توسط الهه شاملو |

 ورود بمب های ساعتی ممنوع اما آدامس های ریلکسم است که این طور صدا می دهد
راه که می افتد همه چیز به طرز وحشیانه ای واقعی است
جرت می دهم به صرف چای اگر که ماهی زردی نباشد با راه راه های سیاه که لیز می خورد توی همان خیابان
عق می زنم
نکند منم اژدهایی که آن زن حامله است 
عق می زنم
بالش هایی که می آیند سرم را بین استخوان هایم قایم می کنم
همه چیز برای شام آماده است
نه! حضور آن احمق فرانسوی توی بارسلونا فراموش نمی شود.

 

+ نوشته شده در شنبه 10 شهریور1386ساعت 22:35 توسط الهه شاملو |