تبليغاتX
نگاتیو های سوخته از کلوزآپ شاش

آماتور... ما يه مشت آماتور بيشتر نيستيم. اونقدر زود مي‌ميريم، تا چيز ديگه‌اي نشيم.

عنکبوت گریانی که من نبود آن قدر بزرگ نشد که زمین نکبتی را به تف ببندد. بقیه اش هم همین طوری است. اما دست‌های ناقصت را  بیشتر دوست داشتم، آن طوری هیچ کداممان کامل نشده بودیم، حالا حسابی نشناختنی شده ای و آن قدر کونی که ادا دربیاوری. مثل همه ی آن وقت هایی که آدم ها به هر دلیلی نگاهمان می کردند یکی مان کم می شود. این دفعه نوبت من است چرا که من یک قیچی هستم، می روم توی پله ها، پشت صندلی، لای دیوار و هر جای دیگری که لازم باشد. راست می گفتی آدم ها چندان خوشمزه نیستند. می ماند آن هایی که غرق شدیم در فیلم های درجه B، که هیچ مزه ای نمی دهند. شده ای مثل فیلم هنری های ناب که قشنگ بمیری، فکر کردم کثافت به پا می کنیم و هر چیز دیگری که لازم باشد.
آره رفیق برو چند ساعتی بخواب.

عنکبوت خندانی که من نبود نیز

+ نوشته شده در شنبه 31 فروردین1387ساعت 21:18 توسط الهه شاملو |